عکسی که در صدر مشاهده میکنید مرتبط با یکی عجله دهنده های ذره در آزمایشگاه فیزیک ذرات اروپایی CERN در سوئیس میباشد. این دستگاه یکی غول پیکرترین عجله دهنده ذره یا این که atom smasher در دنیا معلم خصوصی فیزیک درشیراز میباشد.
فیزیک (به گویش یونانی φύσις، طبیعت و φυσικῆ، علم طبیعت) دانش تحقیقٔ خاصیت طبیعت میباشد. این دانش را عموماً دانش ماده (Matter) و تکان و خوی آن در گوشه و کنار و مجال می دانند. این ماده می تواند از ذرات پایین اتمی تا کهکشانها و اجرام بسیار تبارک آسمانی باشد.
فیزیک از مفاهیمی مانند انرژی، نیرو، جرم، توشه الکتریکی، جریان الکتریکی، میدان الکتریکی، الکترومغناطیس، دور و اطراف، فرصت، اتم و نورشناسی استعمال مینماید.
در صورتی بطور گسترده خیس حرف بگوییم، مقصود مهم دانش فیزیک پژوهش و آنالیز طبیعت میباشد. همواره این دانش بهدنبال آن میباشد که خوی طبیعت را در موقعیت متفاوت شعور و پیش گویی نماید.
فیزیک یکیاز کهنترین فنهای دانشگاهی میباشد. شاید دیرینترین سوژه آن را بتوان نجوم و اخترشناسی نامید. مدارکی وجود داراست که نشانه میدهد هزاران سال قبل از ولادت مسیح، اقوامی همانند سامریها و همینطور اقوامی در مصر باستان و فضا ایندوس، پژوهش ها و فهم اندکی از جنبش خورشید، ماه و ستارگان داشتهاند.
از زمانه باستان، آدمها کارایی میکردند که خلق طبیعت را فهم و شعور و در نظر گرفتن نمایند. در بالا، این سیرتکامل سوالها در خصوص طبیعت و خلق و خوی آن، در قلمرو فلسفه گروهبندی می شد. به همین عامل میباشد که در نوشتههای فیلسوفان باستان همانند ارسطو، افلاطون و بطلمیوس و … نوشتههای اکثری راجع به رفتارهای طبیعت، مخصوصاً جنبش ستارگان و خورشید میبینیم.
تاریخچه
در بعضا از این نوشتهها، مواقعی وجود داشت که پژوهش پدیدههای آسمانی را با افسانهها و اعتقادات مردمان آن زمان از تاریخ آمیخته میکرد. علیرغم در نظر گرفتنهای صحیح، نمیتوانست سبب ساز متقاعد شدن آیندگان گردد. ولی دراین زمان فیلسوفانی همانند تالس هم بودند که همگی همت خویش را برای به دور ماندن از دلایل ماوراءالطبیعه میکردند.
به خیال و خاطر همین سعیها در اکثری از منابع تاریخی به تالس کنیه اول صورتٔ دانش را دادهاند. یک کدام از شغل های اصلی او در حوزه ستارهشناسی، حدس خورشیدگرفتگی در سال ۵۸۵ پیش از تولد مسیح میباشد.
از همین عصر بود که شاخهای از فلسفه غیر وابسته شد که اسم آن را فلسفه طبیعی نهادند و سالیان متمادی ادامه یافت. تا نسبتاًً در قرن هفدهم میلادی که مجدد با حضور فیسهای تعالی و پررنگای همانند آیزاک نیوتن و گوتفرید لایبنیتس میرفت که مجدد تحولی کبیر در دانش و روش دیدگاه به آن مخصوصاً در ریاضی ها و فیزیک تولید گردد.
با چاپ شدن کتاب نیوتن در سال ۱۶۸۷ با اسم اصول ریاضی فلسفه طبیعی (به عبارتیطور که پیداست همچنان از عبارت فلسفه طبیعی در تیتر آن مستعمل) حدوداً این نوع بینش به فیزیک و ریاضی ها به نقطه نهایی رویه خویش رسید. نیوتن و همیاران او در قرن هفدهم میلادی، شیوه نگرشی جدید به طبیعت را نهادگذاری کردند که امروزه به فیزیک کلاسیک دارای شهرت میباشد.
اما بیان این نکته الزامی میباشد کهاین حرکت، پیش از قرن هفدهم، با کوشش دانشمندانی زیرا گالیلئو گالیله، نیکلاس کوپرنیک و یوهان کپلر استارت گردیده بود و در طول نیوتن به نقط ی اوج خویش رسید.

موقعیت اجسام