loading...

???? ????? ????? ?? ?????

بازدید : 4
شنبه 4 بهمن 1404 زمان : 9:57

الکتریسته و مغناطیس نیز وضعیتی شبیه داشتند، هم در درک طبیعت و هم در کاربرد صنعتی. فارادی خیر‌صرفا توانسته بود، الکتریسته و مغناطیس را به هم لینک و پیوند بزند، بلکه ماکسول توانسته بود این دو را به هم پا نور و روشنایی و امواج الکترومغناطیسی در یک دستگاه دارای انسجام ریاضی متحد معلم خصوصی فیزیک در شیراز نماید.

دستگاهی که با تمرکز بی‌مانند برای توضیح تک تک پدیده‌های الکترومغناطیسی و نوری از باطن اتم گرفته تا ستارگان به فعالیت میرفت. هرگاه با سیستم‌های بسیار تبارک و بس ذره‌ای سرو فعالیت داشتیم می ‌اقتدار از مکانیک آماری و پیشگویی‌های آماری آن که برای هدف های آزمایشگاهی و عملی به طور کامل کفایت میکرد، استفاده نمود. برای رسیدگی پدیده‌های دیگر مثل سیالات، اجسام الاستیک و نظایر آن فقط کافی بود که مقررات و ارتباط ها این عقیده‌های بنیادی را به روش مطلوب به‌فعالیت ببریم

در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به تدریج شکافهایی در‌این بنای پهناور پیدا شد. برای برطرف کردن این ترکها و رخنه‌‌ها بود که مشاهده و پژوهش‌ی ظریف سرنوشت نشانه اعطا کرد، که در ورای این ساختمان وسیع یک دنیای به طور کامل تازه و شگفت‌آور به اسم دنیای کوانتومی وجود داراست و این دنیا تازه تا بدور دست‌ها پهناور میباشد. امروزه برای ما بسیار سخت میباشد که جسارتی را که کاشفان این دنیای جدید به خرج داده‌اند تا این میهن را با رازها و قانون ها شگفتش به ما بشناسانند، ادراک کنیم. شگفتی‌های این دنیای تازه صرفا در پدیده‌های آن که از دسترس حواس و شهود ما دورند وجود ندارد، بلکه بیشتراز هر چیز این چگونگی رازآمیز ناشی از آن میباشد که، برای فهم آن بایستی هم یک لهجه تماما تازه و انتزاعی به فعالیت ببریم و هم در اکثری از مفاهیم بنیادی و فلسفی خویش حتی آن ها که فراگیرتر از حوزه فیزیک می باشند، نظیر علیت، قطعیت، آزادی و سپردن تجدید لحاظ کنیم.

فیزیک کلاسیک
نوشته‌ی علمی‌های مرتبط:
۱۰ سر نامکشوف گران قدر دانش فیزیک
استارت فیزیک نوین
در سال‌های ظهور قرن تازه میلادی، کاستی‌هایی رفته رفته در حالا پدیدار شدن بودند، که برد نظر ها ماکسول را کمرنگ‌خیس و کمرنگ‌خیس جلوه و سبب ساز بروز تدریجی نگرانی‌هایی شدند. به‌طور نمونه تست مایکلسون-مورلی درخصوص سرعت نوروروشنایی و زاویه‌ی تکان زمین در اتر ناموفق بود. حیث هندریک لورنتز بر طبق اینکه اتر قابلیت و امکان فشرده‌سازی ماده را داشته که ممکن میباشد به نامرئی شدن آن منجر گردد، خویش مشکلاتی را ساخت‌و‌ساز میکرد، چرا‌که یک الکترون فشرده که به وسیله جوزف جان تامسون بریتانیایی در سال ۱۸۹۷ آشکارسازی شده بود ناپایدار قلمداد می شد. از سوی دیگر، اقسام تشعشع‌های غیر انتظار‌ی دیگری نیز بوسیله آزمایشگران در حالا کشف شدن بود. این در حالی بود که فیزیک کلاسیک هیچگونه توجیه و تعبیر دقیقی برای تعریف پدیده‌ی ناپایداری و واپاشی هسته نداشت.

همچین فاجعه‌ی فرابنفش یا این که فاجعه ریلی جینز اشاره به فیض‌ای دارااست که ناشی از اصول فیزیک کلاسیک تقسیم معادل انرژی و تابش نوسانگرهای آبستن برای توضیح تابش جسم سیاه در زمان موج‌های کوتاه میباشد. تابع توزیعی که بر این اصول مبنا‌گذاری گردیده بنام ضابطه رایلی-جینز متناسب با معکوس قدرت چهارم ارتفاع موج() نمی‌تواند در محدوده فرکانس‌های ذیل تابش جسم سیاه را به صدق توضیح دهد و از منحنی واگرا می گردد از آن جا که این تابع بر مبنای اصول پذیرفته گردیده و مهم فیزیک کلاسیک طرح گردیده بود و اینکه هنوز در آن فرصت اصول کوانتوم فیزیک تدوین نشده بود این فیض ضربه‌ی مشقت بر پایه فیزیک کلاسیک بود که موجب تحت سؤال بردن اصول واضح فیزیک کلاسیک شوید.

مرگ یک فیزیکدان روزی میباشد، که توان نظارت خویش را از دست بدهد! بدین ترتیب بعد از داخل شدن ضرباتی اصلی بر پیکره‌ی فیزیک کلاسیک، فیزیکدانان به دنبال پیاده سازی و ساخت‌و‌ساز جهانی تازه، به اسم عالم کوانتومی برآمدند، تا توشه دیگر بتوانند با پندار و استعمال از توان منطق و ریاضی ها، بضاعت تجزیه حساب کردن و ارائه تعبیر و تفسیر از پدیده‌های فیزیکی را به دست آورند.

بازدید : 4
پنجشنبه 2 بهمن 1404 زمان : 11:53

مکانیک نسبیتی در فیزیک کلاسیک، دور و بر به‌تیتر یک شرایط مکانی قطعا خالی تصور می‌گردد که در آن پدیده‌های طبیعی به‌شکل جدا از فرصت جلو می روند. براین اساس فرض می شود هر رویدادی که برای ناظر اولیه چهره داده میباشد، هم زمان برای ناظر دوم هم رخداد می‌ افتد. درین مطالعات جرم یک کمیت ناوردا میباشد و سرعت هر ذره‌ای درصورتی که انرژی کافی استخراج نماید، قادر است تا بی‌غایت زیاد گردد. درین قسمت میخواهیم ببینیم تفاوت مکانیک کلاسیک و مکانیک نسبیتی در فیزیک معلم خصوصی فیزیک در شیراز چیست.

در همین موضوع فیلم فراگیری نسبیت خاص فرادرس را که پیوند آن پیرو برای شما قرار داده شد‌ه‌است، می توانید ببینید:
«عقیده نسبیت خاص» (Special Theory of Relativity) در سال ۱۹۰۵ میلادی و بوسیله انیشتین مطرح شد. این عقیده در سال‌های بعد از آن بوسیله تست‌های گوناگون پذیرش شد و فعلا به‌تیتر یکی‌از مهم ترین ضوابط فیزیک شناخته میشود. احتمالات انیشتین در شالوده‌گذاری عقیده نسبیت خاص دو گزینه پایین می باشند:

کلیه ناظران (فارغ از پیش گویی حالت حرکتی آنان نسبت به منبع نور و روشنایی)، همواره سرعت یکسانی را برای روشنایی اندازه‌گیری می‌نمایند.
ضوابط فیزیک در کل چارچوب‌‌های مرجع اینرسی یکسان میباشند.
تصویری از آلبرت انیشتین در گوشه و کنار مجال - فیزیک چیست
انیشتین در پیشرفت این عقیده فرض کرد چارچوب‌های مرجعی وجود دارا‌هستند که نسبت به هم در اکنون تکان‌اند، طوری که برای آنها او‌لین ضابطه نیوتن که به عبارتی ضابطه اینرسی میباشد، برقرار میباشد. به این ترتیب این چارچوپ‌های مرجع، که چارچوب‌های مرجع اینرسی هم نامیده میشوند، با سرعت ثابتی نسبت به هم جنبش می‌نمایند. او‌لین فرض بالا که به عبارتی اثبات بودن سرعت نوروروشنایی میباشد بوسیله تست‌هایی در قضیه اتساع فرصت و انقباض دور و بر پذیرش شد. تصویر بالا که نشانه‌دهنده ناتوانی اجسام در فرارو گریز از یک سیاه‌گودی میباشد، یک کدام از مهمترین اثر ها اثبات بودن سرعت نور و روشنایی به حساب می آید. سیاه‌گودال دارنده میدان گرانشی فوق‌العاده قدرتمند میباشد و صرفا وقتی قابلیت فراروگریز از آن وجود دارااست که بتوان با سرعتی بیشتر از سرعت فروغ و روشنایی تکان کرد.

مورد مهم عقیده نسبیت خاص پژوهش و توضیح رابطه فی مابین گوشه و کنار، مجال، جرم و انرژی میباشد، در حالی که در عقیده آجل انیشتین، یعنی «عقیده نسبیت عام» (General Theory of Relativity) گرانش هم وارد این زمینه می گردد. معادله دارای شهرت انیشتین که ارتباط فی مابین جرم، انرژی و سرعت نوروفروغ را به‌نیکی تعریف می‌نماید، به‌شکل تحت میباشد:

E
=
m
c
2
E=mc
2


با ورود مضمون‌ گرانش به عقیده نسبیت خاص، تعریف‌و‌تمجید آن نیز از هیبت کلاسیکی‌اش بیرون شد. طبق عقیده نسبیت عام، گرانش بدین مفهوم میباشد که یک جرم نوعی چقدر دور و اطراف - فرصت را خمیده می‌نماید. این عقیده به‌خیر توضیح می دهد که چه‌گونه سیاه‌گودال‌های پهناور با جرم بالا در یک فضای خرد سبب ساز خمیدگی آن گوشه و کنار و به دام پرتاب کردن روشنایی می شوند.

اپتیک
در سوژه الکترومغناطیس خاطر گرفتیم که معنی امواج الکترومغناطیس در فیزیک چیست و چه خصوصیت‌هایی دارا هستند. گفتیم یکی این امواج فروغ مرئی میباشد که پژوهش آن در شاخه‌ای از فیزیک به اسم «اپتیک» (Optic) اعمال می شود. در اپتیک طریق نشر فروغ و روشنایی و فرآیندهایی که در مسیر نشر نوروروشنایی وجود دارا هستند، نظارت میشوند. اپیتک و الکترومغناطیس در مباحث متعددی هم‌پوشانی دارا‌هستند، ولی موضوعات دیگری نیز وجود دارا هستند که صرفا در اپتیک مطرح گردیده‌اند.
مثلا، در حالتی که بخواهیم پرتوهای نور و روشنایی را ردیابی کنیم، عالی میباشد با فرمول‌بندی‌های اپتیک هندسی آشنا شویم، در حالی که در صورتی‌که تنها به پدیده‌های موجی نوروروشنایی دقت کنیم، در واقعیت اپتیک فیزیکی را بازرسی کرده‌ایم. همینطور به تازگی شاخه دیگری از اپتیک به اسم «اپتیک کوانتومی» بسط داده شد که با اظهار نظر و کاربردهای لیزر سروکار دارااست. لیزر ابزاری میباشد که یک پرتو همدوس و با شدت بالا را از یک منبع دارنده جهت‌گیری واحد ایجاد می‌نماید.

تعداد صفحات : 1

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 42
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 40
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 63
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 105
  • بازدید ماه : 105
  • بازدید سال : 213
  • بازدید کلی : 213
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی