فیزیک يك تلاش سامانمند انساني براي ادراک فقید فيزيكي هست. این سعی به وسیله آدم اجرا ميشود و در خلاء انساني فاقد مضمون میباشد. امّا بلافاصله اين سؤال مطرح میباشد كه چرا انسانها بدنبال دانش طبيعت معلم خصوصی فیزیک در شیراز می باشند؟
هدف ازتعقيب فعاليت علمي
دراین باره سه بینش اساسی وجود دارااست:
1- ديدگاه قديمي :دستیابی دانش بهخاطر خود دانش.
این نگرش در دانا قدیم جان دار بود و هنوز هم طرفدارانی داراست. به عنوان کردن پوانكاره:
«دانشمندان طبيعت را مطالعه نميكنند، چون مفيد است، بلكه آنرا تحقیق ميكنند، زيرا از آن لذت مي برند، و از آن لذت مي برند، چون زيبا میباشد. درصورتیکه طبيعت زيبا نبود، شناخت آن ارزش نميداشت و درحالتی که شناخت آن ارزش نميداشت، زيستن ارزش نميداشت.»
2- دیدگاه ادیان ابراهیمی : فعاليت علمي بخاطر شعور اثر ها صنع الهي در طبيعت و به کار گیری از امكانات طبيعت براي رفاه انسانها و جوامع انساني.
آین دیدگاه در دورۀ تمدن درخشان اسلامی قاضی بود.ابوريحان بيروني ، در مقدمۀ كتاب تحديد نهايات الاماكن لتصحيح مسافات المساكن، ميگويد:
«و چون كسي بر آن خواهد شد كه حق و باطل را از يكديگر بازشناسد، ناگزير كارش به جستجوي حال و روز دانا و اينكه آيا هميشه بوده يا تازه پديد هست ميانجامد و درحالتی که خود را از اين جستجو بينياز شمارد، در راهي كه پيش گرفته هست از آن بينياز نيست كه در تدابيري كه سامان دانا در يكپارچگي و پارههايش بر آن گردش دارااست، بينديشد و بر حقايق آن مطلع خواهد شد، تا از اين روش مدبّر دانا و صفات او را بشناسد ... و اين جستجو و نگرش همان می باشد كه خداي تعالي از بندگان خردمند خود مراد می باشد، در آنجا كه گفته میباشد ـ و گفتهاش راست و روشنگر است ـ : و يتفكرون في کردار السموات و الارض: ربنا ما خلقت هذا باطلا ... (آل عمران، 119). و اين آيـۀ شريفه همۀ آنچه را كه به تفصيل بيان كردم فرا ميگيرد و در حالتی که آدمي درست بر آن كار كند، به همۀ دانشها و شناختها دست خواهد يافت.»
لوی در کتاب `ساختار اجتماعی اسلام` میگوید :
`صرفنظر از جمع قلیلی از دانش پژوهان مسلمان که زیر تاثیر یونانیها بودند انگیزۀ مسلمانانی که در علوم بازرسی کردند این بود که عچایب خلقت آثار عظم الهی را مشاهده کنند.“
در شروع علم نو در غرب نیز همین طریقه حاکم بود.
هايزنبرگ برداشت كپلر از كاوش علمي را چنين بيان ميكند:
«براي كپلر علم وسيلۀ كسب منافع مادّي براي انسان، يا ساختن يك فناوري براي زندگي خوب در اين دنياي ناقص عدم وجود... برعكس علم وسيلۀ ارتقاء ذهن، وسيلۀ كسب آرامش در تفكر دربارۀ كمال ابدي خلقت بود.»
3- دیدگاه قاضی در قرن بیستم :كسب دانش بخاطر منافع عملي و مادّي آن ( دستیابی قدرت و ثروت)
تمامي آثار زيانبار علم براي جامعه ها انساني و انسانها و محيط زيست از اين نوع رويكرد به علم سرچشمه ميگيرد.
فیزیک يك تلاش سامانمند انساني براي ادراک فقید فيزيكي هست. این سعی به وسیله آدم اجرا ميشود و در خلاء انساني فاقد مضمون میباشد. امّا بلافاصله اين سؤال مطرح میباشد كه چرا انسانها بدنبال دانش طبيعت معلم خصوصی فیزیک در شیراز می باشند؟
هدف ازتعقيب فعاليت علمي
دراین باره سه بینش اساسی وجود دارااست:
1- ديدگاه قديمي :دستیابی دانش بهخاطر خود دانش.
این نگرش در دانا قدیم جان دار بود و هنوز هم طرفدارانی داراست. به عنوان کردن پوانكاره:
«دانشمندان طبيعت را مطالعه نميكنند، چون مفيد است، بلكه آنرا تحقیق ميكنند، زيرا از آن لذت مي برند، و از آن لذت مي برند، چون زيبا میباشد. درصورتیکه طبيعت زيبا نبود، شناخت آن ارزش نميداشت و درحالتی که شناخت آن ارزش نميداشت، زيستن ارزش نميداشت.»
2- دیدگاه ادیان ابراهیمی : فعاليت علمي بخاطر شعور اثر ها صنع الهي در طبيعت و به کار گیری از امكانات طبيعت براي رفاه انسانها و جوامع انساني.
آین دیدگاه در دورۀ تمدن درخشان اسلامی قاضی بود.ابوريحان بيروني ، در مقدمۀ كتاب تحديد نهايات الاماكن لتصحيح مسافات المساكن، ميگويد:
«و چون كسي بر آن خواهد شد كه حق و باطل را از يكديگر بازشناسد، ناگزير كارش به جستجوي حال و روز دانا و اينكه آيا هميشه بوده يا تازه پديد هست ميانجامد و درحالتی که خود را از اين جستجو بينياز شمارد، در راهي كه پيش گرفته هست از آن بينياز نيست كه در تدابيري كه سامان دانا در يكپارچگي و پارههايش بر آن گردش دارااست، بينديشد و بر حقايق آن مطلع خواهد شد، تا از اين روش مدبّر دانا و صفات او را بشناسد ... و اين جستجو و نگرش همان می باشد كه خداي تعالي از بندگان خردمند خود مراد می باشد، در آنجا كه گفته میباشد ـ و گفتهاش راست و روشنگر است ـ : و يتفكرون في کردار السموات و الارض: ربنا ما خلقت هذا باطلا ... (آل عمران، 119). و اين آيـۀ شريفه همۀ آنچه را كه به تفصيل بيان كردم فرا ميگيرد و در حالتی که آدمي درست بر آن كار كند، به همۀ دانشها و شناختها دست خواهد يافت.»
لوی در کتاب `ساختار اجتماعی اسلام` میگوید :
`صرفنظر از جمع قلیلی از دانش پژوهان مسلمان که زیر تاثیر یونانیها بودند انگیزۀ مسلمانانی که در علوم بازرسی کردند این بود که عچایب خلقت آثار عظم الهی را مشاهده کنند.“
در شروع علم نو در غرب نیز همین طریقه حاکم بود.
هايزنبرگ برداشت كپلر از كاوش علمي را چنين بيان ميكند:
«براي كپلر علم وسيلۀ كسب منافع مادّي براي انسان، يا ساختن يك فناوري براي زندگي خوب در اين دنياي ناقص عدم وجود... برعكس علم وسيلۀ ارتقاء ذهن، وسيلۀ كسب آرامش در تفكر دربارۀ كمال ابدي خلقت بود.»
3- دیدگاه قاضی در قرن بیستم :كسب دانش بخاطر منافع عملي و مادّي آن ( دستیابی قدرت و ثروت)
تمامي آثار زيانبار علم براي جامعه ها انساني و انسانها و محيط زيست از اين نوع رويكرد به علم سرچشمه ميگيرد.

موقعیت اجسام